اطلسی های تر

اطلسی های تر

سرانگشتان روح من نوازنده این نت هاست. با گوش احساس بشنوید. با چشم احساس بخوانید.
#زهرا_خدری

خلسه احساس

يكشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۰۰ ق.ظ

صبحگاه پاییز، گرمای لذت بخش لحاف و تشک عجیب به آدم می چسبد آنقدر که دل کندن از آن کار حضرت فیل است. از طرفی هیاهوی گنجشک ها، خنکای مطبوع هوای پاییزی و پرتو های خورشید که از لای پنجره توی اتاق سرک کشیده اند بدجوری احساست را قلقلک می دهد؛ برای پس زدن خواب صبح و لذت بی نظیرش. بلند می شوی کش و قوسی به بدنت می دهی، چشم های پر از خوابت را می مالی و پنجره اتاقت را رو به بیداری می گشایی. مشامت را با عطر دل انگیز پاییزی چاق می کنی و بساط صبحانه را روی میز کنار پنجره می چینی. بخار چای، بوی نان سنگک داغ و عطر گل های روی پنجره با موسیقی زنده ای که گنجشک ها به راه انداخته اند تو را می برد به خلسه احساس. دست لطیف احساس روحت را نوازش می کند. جرعه جرعه چای می نوشی و تبسمی زیبا را میهمان لبانت می کنی. پاییز را روی صندلی خالی روبرویت می بینی که با نجواهای آرام و عاشقانه تو را میهمان یک صبحانه پاییزی با طعم احساس کرده است. 

#زهرا_خدری

#خلسه_احساس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی